تبليغاتX
زندگی ما زاییده اندیشه ماست
زندگی ما زاییده اندیشه ماست

توی دنیا جا برای همه هست . جای کسی رو اشغال نکن جای خودتو پیدا کن

برای هماهنگ نمودن ذهن،توصیه می شود اطلاعات موجود در ذهن تان را مرور کنید تا بدانید مطالبی را که

می خوانید در ارتباط با چه مسائلی می باشد.(ظرف دو تا پنج دقیقه این مرور را انجام دهید.)این کار تمام

ارتباطات صحیح را در ذهن تان تایید می نماید و کمک می کند تا اطلاعات جدیدی را که وارد ذهن تان

می نمایید خیلی سریع تر و دقیق تر بپذیرد و در ذهن جایگزین نماید. این حالت زمانی بسیار مفید واقع

می شود که شما اطلاعات روز و جدید و مجلات و اطلاعات جدید را مطالعه می نمایید.اگر مطالبی را که

مطالعه می کنید به کلی جدید باشد.معمولن توصیه می شود ابتدا به کتاب های مرجع،مثل

دایره المعارف ها رجوع کنید.با این کار قبل از مطالعه ی دقیق و جزء مطالب خاص،آشنا یی

مختصری از محتوای متن مورد نظر خواهید داشت و ذهن شما آمادگی خاصی برای درک عمیق

مطالب مفید آن قسمت،خواهید داشت.

نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم فروردین 1391ساعت 0:37 قبل از ظهر توسط امیر سلامت زاده|

درود بر تمامی دوستان گرامی امید وارم سال 91 سالی بسیار خوب و


شادی همراه با موفقیت برای شما باشد.ومن هم بتوانم با مطالبی جدید


و مفید تر در خدمت شما عزیزان باشم به امید روزهای بهتر.     


                     (دوستدار شما امیر سلامت زاده)

نوشته شده در دوشنبه چهاردهم فروردین 1391ساعت 8:18 بعد از ظهر توسط امیر سلامت زاده|

تبیینهای صفت نگر بدون آنکه کمکی بکنند شما را با احساس نا شا یستگی یا شرم و اندوه به حال خود

وا می گذارند.(تبیینهای مربوط به شرایط غیر قابل مهار)بهانه کافی را به دست شما می دهند،اما آنها نیز

نیاز شما را بر آورده نخواهند ساخت. شما می خواهید عنان زندگی خودتان را در اختیار داشته باشید.

برای این کار نیازی به قوت قلب و دلگر می نیست،چرا که خودتان قبلن انگیزه این کار را پیدا کرده اید،شما

قبلن توافق کرده اید که نیاز به نیروی اراده بیشتری دارید،اما می خواهید بدانید برای کسب این

خویشتنداری چه کاری باید بکنید.پس لازم است به گونه دیگری به مشکلات خودتان فکر کنید.

(رفتار اختصاصی) یک مزیت دیگر نیز دارد.تکنولوژی تغییر شخصیت،رشد اندکی داشته و مستلزم

سالها کوشش گسترده است.در خصوص فنون تغییر جامعه نیز حتا از آن هم کمتر کار شده است.اما

برای تغییر رفتار های اختصاصی از تکنولوژی نسبتن خوبی بر خورداریم.این تکنولوژی تا حدود زیادی

توسط نظریه یادگیری یا رویکرد رفتاری پرورش یافته است.یکی از نخستین و موثر ترین گامها ایجاد

خویشتنداری آن است که مشکل را بر اساس رفتار های اختصاصی تعریف کنیم که می خواهیم

آنها را افزایش یا کاهش دهیم.   (بهداشت روانی:نویسنده:ساپینگتون)

نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1390ساعت 7:17 بعد از ظهر توسط امیر سلامت زاده|

 هنگامی که لازم است لاغر باشید چاق شده اید..حال چگونه می توانید مجددن لاغر شوید؟              

دوستی گفت:((نیروی اراده))     دیگری گفت:((توان مقاومت))    اما نمی دانی چگونه به این یکی دست

یابی ونمی دانی کجا به دنبال آن یکی بگردی ،نمره های شما آنقدر کم هست که علاقه کتاب رکوردهای

جهانی را به خود جلب کرده است و آشنایان شما اصرار دارند با آنها درس نگیرید مبادا که منحنی نمرات

کلاسی افت کند.مشاوران شما اضهار می دارند که مشکل شما به خاطر یکی از موارد زیر است  

(یکی را انتخاب کنید):1-کم هوشی 2-رشد شناختی ناکافی 3-انگیزه کم 4-ناپختگی 5-زمینه

تحصیلی ناکافی در دبیرستان 6-بی ارادگی.این توصیفها همگی تبیین (صفت نگر) هستند.

آنها مشکلات تحصیلی شما را بر حسب ویژگیهای شخصی نسبتن پایدار تبیین می کنند.       

شاید شما بخواهید یکی از این نظریه ها رابه کار بگیرید،اما چگونه؟چگونه می توانید باهوشتر،   

با انگیزه تر،یا پخته تر بشوید؟ از کجا می توانید(نیروی اراده) یا(نیروی مقاومت) پیدا کنید؟     

رویکرد صفت اظهار می دارد که شما به دردسر افتاده اید زیرا انسان ویژه ای هستید و لذا نمی توانید

کار خاصی برای آن انجام دهید.شاید دوستان شما تبیینهای نسبتن ملایمتری داشته باشند.

1-مدرسان شما خیلی بد هستند.2-نظام فعلی دانشگاه امکان مطالعه کافی را بشما نمی دهد.

3-شما مجبورید در کنار درس خواندن کار هم بکنید.4-در خانه مشکلاتی دارید..چنین تبیینهایی

حاکی از آن اند که مشکلات شما به خاطر شرایط و اوضاع و احوالی است که در اختیارشما قرار ندارد.

این تبیینها در مقایسه با تبیینهای صفت نگر،حال شما را کمی بهتر می کنند،اما هنوز هم نمی دانید

چه کار باید بکنید.خاطرتان جمع باشد،شاید بعد ها امکان آن باشد که اولیای مدرسه را مجبور نمایید

معلمان بهتری استخدام کنند ویا نظام فعلی تحصیل را تغییر دهند،لیکن احتمالن چنین چیزی در طول

زندگی شما رخ نخواهد داد مگر آنکه ابتدا نمرات شما بهتر شود.( ادا مه دارد)...                                                             

نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم بهمن 1390ساعت 2:4 بعد از ظهر توسط امیر سلامت زاده|

درود بر تمامی دوستان گرامی امید وارم همیشه شاد باشید.بنده به دلیل آغاز


امتحانات ترم (دانشگاه)چند مدتی باید به درس هایم برسم ،امید وارم بعد از امتحانات


در خدمت شما باشم ،با مطالب جدید.  یا حق.

نوشته شده در یکشنبه یازدهم دی 1390ساعت 10:22 بعد از ظهر توسط امیر سلامت زاده|

شما نیز متوجه شده اید،رفتارهایی که به نظر یک نفر مطلوب به شمار می آید امکان دارد در نظر شخص

دیگری نا مطلوب جلوه کند.با اینکه برخی افراد،اشتیاق به کار برای مدت زمان طولانی را تحسین کرده

وتوجه به این نکته را از سوی دیگرخواستارند،سایر افراد این حالت را اعتیاد به کار نامیده و نگران آن اند که

این وضعیت باعث نادیده گرفته شدن سایر حوزه های زندگی شود.همین طور،در حالی که عده ای به

تحسین و تمجید اشخاصی می پردازند که به فقرا کمک می کنند،دیگران این افراد را رقیق القلب

می نامند.برخی از افراد گفتگو کردن راجع به احساسهای شخصی را ارج می نهند،حال آنکه دیگران

معتقدند باید احساسها را در خود نگهداشته آنها را بروز ندهند.چگونه می توان تعیین کرد چه رفتار-

هایی مطلوب به شمار می آید؟چه کسی می تواند بگوید رفتار سازگار کدام است؟شاید بتوان سرنخ

موضوع را از حوزه آسیب شناسی روانی به دست آورد.محتوای آسیب شناسی عبارت است از

الگوهای رفتاری که به نظر متخصصان کارآزموده در زمینه مطالعه افراد بر خوردار از کارکرد ضعیف،باید

به آنها برچسب آسیب شناختی یا نا سازگار زد.به همین سیاق،می توان نوشته های متخصصانی

را که به مطالعه کارکرد آرمانی پرداخته اند،مورد وارسی قرار داده و ببینیم آیا این متخصصان در خصوص

اینکه،چه نوع الگوهای رفتاری را می توان سالم یا سازگار دانست،با یکدیگر توافق نظر دارند یا نه.

نظریه پردازانی چون:یونگ،آدلر،رانک،آلپورت،مازلو،راجرز و فرانکل در باره افراد برخوردار از کارکرد مطلوب

متفق القولند.1.مهار هشیار زندگی خود را در اختیار دارند.

2.پذیرای خویشتن هستند،خواه نقاط قوت و خواه نقاط ضعف

3.خویشتن و جهان بیرون را درست ادراک می کنند.

4.انگیزه آنها کسب اهداف مثبت و اجتناب از پریشانی است

5.می توانند در هر لحظه از زندگی تغییر کنند.

6.در برابر دیگران بردبارند

7.قادرند با عده ای از انسانها روابط شخصی و صمیمانه بر قرار کنند

نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم آذر 1390ساعت 0:6 قبل از ظهر توسط امیر سلامت زاده|

درود بر دوست های گرامی ببخشید که دیر موضوع هارو عوض می کنم


تا چند روز آینده با قالبی جدید و نوشته های جدید در خدمت تمامی


دوست های گرامی خواهم بود.از این که لطفتون شامل حال بنده


حقیر می باشد از همه سپاس مندم.هفته اول آذر ماه با قالبی


جدید و نوشته های جدید.تا آن زمان خدانگهدار شما.

نوشته شده در جمعه بیست و هفتم آبان 1390ساعت 5:14 بعد از ظهر توسط امیر سلامت زاده|

شاید تعجب کنید،اما حقیقتی است که تا حدود15 سال پیش،دانشمندان ،اطلاعی از طرز کار (قصدی)

مغز و دستگاه عصبی انسان نداشتند و نمی دانستند که چگونه هدف مشخصی را دنبال می کند.

تنها با مراجعه به مشاهدات دقیق و سوابق طولانی می دانستند که چه اتفاقی افتاده است.اما نظریه

واحدی که تمامی پدیده را در قالب معینی بیان کند وجود نداشت.آردبلیو جرارددر جریده (ماهنامه علمی)

که در ژوئن1964 به چاپ رسید ،در باره مغز و قوه تخیل نوشت:غم انگیز بود و با این حال حقیقت داشت که

بیشتر علم و اطلاع ما از ذهن،در صورتی اعتبارش را حفظ می کرد که کاسه سر انسان را با پوشال و

پنبه پر کرده باشند.اما،وقتی خود انسان تصمیم به ساختن مغز الکترونیک گرفت،وقتی تصمیم گرفت

مکانیزمهای هدف جویی برای استفاده خود بسازد،به ناگزیر باید اصول اولیه اش را کشف و آنرا مورد

استفاده قرار می داد. با کشف این اصول،سوالاتی برای دانشمندان مطرح گردید:آیا ممکن است مغز

انسان هم اینطور کار کند؟آیا ممکن است که پروردگار جهان در آفرینش انسان ،او را مجهز به سر و

مکانیزمی عالیتر و شگفت انگیز تر از هر مغز الکترونیک یا دستگاه هدایت کننده ساخته دست انسان

کرده باشد که بر اساس همان اصول کار کند. به اعتقاد دانشمندان مشهور سیبر نتیک و از جمله

دکتر نوربرت وینر،دکتر جان ون نیومان و دیگران پاسخ همه این سوالات مثبت است.

نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم آبان 1390ساعت 11:25 بعد از ظهر توسط امیر سلامت زاده|

به نظر میرسد همیشه تعویق با توجیه همراه بوده است.و توجیه را به بهترین شکل

می توان به این صورت تعریف کرد:(تلاش جهت ارائه تفسیری مطلوب ازنظر اجتماع،

برای کاری که از نظر اجتماعی غیر قابل قبول است.)توجیه در واقع توضیح و بهانه

آوردن برای رفتاری بی حاصل است. افرادی که امروز و فردا می کنند،همیشه

معتقدند آن چه را که به آن فکر می کنند،دلیل خوبی برای خلاص کردن خودشان

است.هرگز راحتی توجیه آوردن را نپذیرید.خود را متعهد به تکمیل کار در زمان

تعیین شده کنید و سپس پل های ذهنی را بسوزانید.حتا از برسی احتمال کار

نکردن خود اجتناب کنید.هرگز به دنبال دلایلی برای توجیه تکمیل نکردن کار خود

نباشید.یاد گیری غلبه بر تعویق، پله اصلی در نردبان موفقیت است.بدون این

توانایی نمی توانید در کارهایتان به موفقیت برسید.خوشبختانه،تعویق عادتی

است که می توان بر آن غلبه کرد. ایجاد حس اضطرار نیز عادتی است که

می توان آن را کسب نمود.   

                                         (همیشه موفق باشید.شما می توانید)

                                                           دوستدار شما امیر


 

نوشته شده در سه شنبه سوم آبان 1390ساعت 9:50 قبل از ظهر توسط امیر سلامت زاده|

اهداف ارزشمندی را برای خود تعیین کنید که شدیداً دوست دارید به ان دست یابیید.

هر انگیزه ای نیاز به محرک دارد.یکی از مهمترین دلایل تعویق این است که فرد هیچ

هدف خاصی ندارد تا کار را شروع کرده و تا تکمیل شدنش آن را ادامه دهد.

بسیاری از افراد امروز و فردا می کنند زیرا واقعن نمی خواهند آن کار را انجام دهند.

در نتیجه،از هر توجیهی برای تاٌخیر در آغاز کارشان استفاده می کنند.جهت مقابله

با این موضوع،می توانید اهداف خود را به عنوان یک محرک بکار برید.هرچه اهداف

بیشتری داشته باشید،احتمال به تعویق انداختن کارهایی که برای رسیدن به

موفقیت ضروری است،کمتر می شود.وقتی اهداف زیادی برای خود تعیین

می نمایید،از قانون کارآمدی اجباری پیروی می کنید.می بینید که سریع تر حرکت

کرده و کارآمدتر عمل می کنید،چون کارهای زیادی دارید که باید در زمان محدودی

انجام شوند.

نوشته شده در جمعه بیست و دوم مهر 1390ساعت 6:38 بعد از ظهر توسط امیر سلامت زاده|

به زندگی گذشته،موفقیت ها،مشاغل و کارهای گذشته خود فکر کرده و مشخص

کنید چه کارهایی را به خوبی انجام داده اید.تعیین کارهایی که به نحو خوبی انجام

می دهید(یا می توانید انجام دهید)یکی از راه های سوق دادن زندگی،کار و انرژی

شما به حوزه هایی است که در آن ها می توانید تغییری در خود به وجود آورید.

برای رسیدن به موفقیت در هر کار و حرفه ای باید مجمو عه ای از صلاحیت ها یا

مهارت ها را در خود گسترش دهید که به شما امکان دهد کارتان را به خوبی

انجام بدهید.اما برای رسیدن به رتبه اول در کار خود، باید حداقل در یک زمینه

برجسته شوید.در این خصوص، صفت(خوب)دشمن(بهترین)تلقی می شود.

بسیاری از مردم در کار خود خوب هستند.سپس از خود راضی می شوند

و دیگر رشد نمی کنند.به جای این که بر کارهایی تمرکز کنند که توانایی انجام

آن را دارند،خود را با افرادی مقایسه می کنند که به خوبی آن ها کار نمی کنند.

نوشته شده در سه شنبه دوازدهم مهر 1390ساعت 9:41 بعد از ظهر توسط امیر سلامت زاده|

(هر کاری که می توانید بکنید و هر رویایی که دارید به انجام برسانید،شروع کنید.

جسارت همان نبوغ،قدرت و جادوی رسیدن به هدف است.)(گوته)


(موفقیت مجموعه ای از تلاش های کوچک است که هر روز بدون وقفه تکرار می شود)

(رابرت کولیر)

(تنها یک ویژگی هست که باید داشته باشید تا بتوانید برنده شوید، و آن قطعیت در

هدف،دانشی که می خواهید، و میل فراوان برای دستیابی به آن است.)ناپلئن هیل.

نوشته شده در جمعه هشتم مهر 1390ساعت 10:6 بعد از ظهر توسط امیر سلامت زاده|

خود پذیری، یعنی آنکه خود را آنطور که هستیم،با تمام تقصیر ها،نقطه ضعف ها،

نواقص،اشتبا هات و نقاط مثبت و قوت قبول کنیم.اما اگر بپذیریم که این صفات منفی

گرچه متعلق به ما هستند،خود ما نیستند،خود پذیری ساده تر می شود. بسیاری

از خود پذیری سالم اکراه دارند.زیرا خود را با اشتباها تشان یکی می دانند.

ممکن است اشتباهی کرده باشید،اما این به معنای اشتباه بودن خود شما نیست

شاید،آنطور که شاید و باید ابراز وجود نکرده اید،اما بدین معنی نیست که شما

انسان خوبی نیستید.


نوشته شده در جمعه یکم مهر 1390ساعت 2:0 بعد از ظهر توسط امیر سلامت زاده|

درود بر دوستان گرامی ببخشید یه مدتی بین مطالب هام فاصله افتاد


کمی سرم شلوغ بود تا دو ،سه روز  دیگه با مطالب جدید حاضر می شم

نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم شهریور 1390ساعت 5:43 بعد از ظهر توسط امیر سلامت زاده|

یکی دیگر از توانایی های خاص ذهن که امروزه در دسترس ما می باشد حاصل

تحقیقات پروفسور(رزنزویگ) و سایرین می باشد.

در گذشته ای نه چندان دور تصور می شد که با افزایش سن قدرت و قابلیت های

ذهنی تحلیل می رود. به طوری که تنها در فاصله ی سنی هجده تا بیست و چهار

سالگی توانایی های ذهنی قدرت و افزایش دارند و بعد از آن دیگر این رشد متوقف

می شود.در مدت زمان ذکر شده ذهن بالاترین قابلیت ها را برای یادآوری،ذخیره ی

اطلاعات،اطلاعات شمارشی،خلاقیت،آگاهی و یادگیری لغات خواهد داشت.

این یافته ها دقیقن ضرب المثلی قدیمی را به یادمان می آورد که با این مطالب

سنخیت دارد:(حتا به سگ های پیر هم می توان حقه های جدید آموخت)

تمام این باورها ی غلط دیگر منسوخ شده اند و پروفسور روزنزیگ و جمعی از

دستیارانش ثابت کردند که سلول های مغزی با افزایش سن ورزیدگی و مقاومت

بهتری بدست می آورند و کارآیی آنها بهتر می شود و گیرایی بهتری خواهند

داشت.با چنین پیشرفتی به دنبال آن انسان ارتباط بهتری با ذهنش برقرار می سازد

وبا پیرامون خود هماهنگی بهتری پیدا می کند.

نوشته شده در پنجشنبه دهم شهریور 1390ساعت 0:16 قبل از ظهر توسط امیر سلامت زاده|



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت